شنبه 21 خرداد ماه سال 1390 @ 6:03 PM
سه شنبه میخوامت شدید :)
پاهامو میکوبم به زمین و میام طرف خونه.
میرسم خونه لباسامو عوض میکنمُ میشینم رو تختم.
یکم دوروبرمو نگاه میکنم: الان برم درس بخونم؟
کامی رو روشن میکنم یک ساعت تمام نت گردی میکنم.
با خودم لجم یا معلم؟ الان اگه امتحانمو مثل ادم ازم گرفته بود میشستم ریاضی حل میکردم. باید ۳۰ تا سوره حفظ میکردم که وقتی رفتم سر امتحانم. میگه نه جانم کل جزو ۳۰ رو معنی میکنی خلاصه میکنی مینویسی میاری من از توش ازت سوال میکنم.!
من تا فردا چه جوری این همه معنی بنویسم؟ اصلا چه جوری همشو حفظ کنم فردا ازم بپرسه؟ :((
سه شنبه شب بدجوری منتظرتم!

